قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

555

تاريخ الفي ( فارسى )

امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، على الصّباح بيرون آمد و در آن موضع انتظار مىكشيدند تا نيم روز از دويست كس بيشتر جمع نشدند . پس امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، بازگشت و شب اشراف قوم را پيش خود جمع كرد و گفت : حمد و سپاس خالق قوى و قدير را بر آنچه قضا و قدر اوست . پاك است خداوندى كه مرا مبتلا ساخته به قومى كه اگر ايشان را كار مىفرمايم به اطاعت من قيام نمىنمايند و اگر دعوت كنم اجابت نمىنمايند . كاشكى حضرت الهى زودتر مرا به عزّت خويش نواختى و در ميان من و شما مفارقت انداختى . آخر شما را هيچ دينى نيست كه سبب جمعيت شود ؟ يا هيچ غيرتى دامنگير شما نمىشود ؟ چون شنيديد كه دشمن دست به غارت برادران برداشته است و علم بغى و طغيان بر سر عالميان افراشته چرا در دفع اين امر نمىكوشيد ؟ و اين عجيب‌تر كه اين مفسدان بىعطا و معونت دعوت ايشان مىكنند و ايشان به اجابت مسارعت مىنمايند و من شما را كه اهل عقول سليمه و اصحاب طباع مستقيمه‌ايد بر معونت و عطا دعوت مىكنم و سر از اطاعت مىپيچيد ؛ و اللّه المستعان . پس مالك بن كعب الأزدى برخاست و گفت : يا امير المؤمنين ، حقيقت تو بر هيچ‌كس مستور نيست و چون آفتاب طلوع كند نور او هرآينه لايح شود . و چون مشك را بسايند لا محاله بوى او فايح گردد . مردم را بفرماى تا متابعت من كنند تا به نصرت اخوان به قتال و جدال اهل طغيان قيام نمايم . همان دويست كس با او اتفاق كردند و تا يك ماه منادى امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، ندا كرد تا دو هزار مرد جمع شد . پس امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، با مالك گفت : با اين جمع قليل متوجّه شو ، اگرچه گمان مىبرم كه تو ايشان را نخواهى يافت ، مگر بعد از آخر شدن جنگ . القصّه مالك متوجّه جانب مصر شد . امّا محمّد بن ابى بكر بعد از كشته شدن كنانه ، چون اصحاب او متفرّق شدند و هيچ‌كس با او نماند ، تنها [ و ] پياده از مصر بيرون آمد و پناه به خرابه‌اى « 1 » برد . و عمرو بن العاص به مصر درآمد و معاوية بن حديج را به طلب محمّد بن ابى بكر بيرون فرستاد . معاويه او را در خرابه پيدا كرده كه تشنگى بر او غلبه كرده بود . چون [ محمّد ] آب طلبيد ، گفت : خدا مرا از حوض رسول آب مدهاد اگر تو را آب دهم ، كه شما نيز عثمان را آب نداده كشتيد . و چون عبد الرحمن بن ابى بكر از حال برادر خبر يافت به جانب عمرو عاص شتافت و گفت : روا مىدارى كه برادر مرا دستگير نموده بىآنكه مقاتله كند بكشند ؟ نزد ابن حديج كس بفرست كه

--> ( 1 ) . روايت ديگرى حاكى از اين است كه محمّد بن ابى بكر پس از جنگ سختى كه با عمرو عاص كرد ، بگريخت و در خانهء جبلة بن مسروق پنهان شد ، و ابن حديج او را از اين خانه بيرون كشيد ؛ - نهاية الأرب ، ج 5 ، ص 33 .